آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 18 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

عشق میوه

آیلایی عاشق انواع میوه هاست گاهی اوقات سر زیاد خوردن میوه ها حرفمون می شه  البته که نازدونه خانوم غلبه می کنه   لطفا به عکسها نگاه کنید البته این فقط یک نمونه هست عکسهای بعدی در راهند     ...
15 مهر 1390

صندلی غذا

بعد از کلی کلنجار رفتن سر نشستن رو صندلی غذا بالاخره خانوم نازی رضایت دادند که غذاشون رو تو صندلی غذاشون میل کنند    چه خنده رضایت بخشی مامانی من خیلی خوشحالم تو این صندلی نشستم     وای صورتشو نگاه وای چقدر خسته شدم از بس خوردم  حالا وقت لالا هستش ...
15 مهر 1390

گرد گیری آیلایی

نمی دونم این شیطون بلا از کی یادگرفته هر جا دستمال کاغذی یا پارچه پیدا می کنه بر میداره و در و دیوار رو گردگیری می کنه . ولی نازنینم خیلی زود این کارهارو یادنگیر به موقعش مجبوری بکنی فعلا بازی بازی کن   عکسها را بعدا می گذارم ...
8 مهر 1390

دومین کیک دندونی

به علت کارهای اسباب کشی نتونستیم فامیل رو دعوت کنیم به همین دلیل جدا جدا کیک خردیم البته بار اول حرفه ای نبودیم و کیک کوچولو شده بود دفعه دوم به قنادی دیگه سفارش دادیم اخه کمی تجربه کسب کرده بودیم . آیلا و دوستای کوچولوی نازش هستی و تارا   ...
7 مهر 1390

اعتصاب غذای آیلا

امان از دست این وروجک از یکشنبه شب آیلایی دست به اعتصاب غذا زد و اصلا می می نمی خورد حتی توی خواب و شدیدا گریه  . من هم از آقای دکتر پرسیدم ایشون هم گفتن اصلا اصرار نکن مشکلی نداره . و اما بالاخره سه شنبه توی خواب کمی می می نوش جان کرد تا چهارشنبه عصر که نازدونه مامان حسابی خواب آلود بود و نمی تونست لالا کنه که من هم کمی می می دادم بله خانمی شروع به خوردن کردو اعتصابشو شکست . ...
6 مهر 1390

پله

 روز جمعه خونه ماما منیر بر حسب اتفاق از دست نازدونه گرفتم تا از پله ها بالا بریم که دیدم بله خانمی هنوز درست و حسابی راه نیفتاده داره قدمهای بزرگ را بالارفتن از پله ها برمی داره اون هم با چه شوقی و ذوقی ای شیطون بلا  ...
1 مهر 1390

گذر زمان

زمان چه زود می گذره انگار همین دیروز بود که خانم گلم رو از بیمارستان به خونه آورده بودیم . حالا امروز ١٠ ماه تموم از اون روزها می گذره . از امروز آیلایی وارد یازدهمین ماه زندگیش شده . مبارکه نازنينم        آیلای يک روزه که داره انگشت مامانی رو می مکه.کوچولو و حالا که آیلا برا خودش دخمل بزرگی شده و داره خرید می کنه در ضمن وسط کارم داره تجدید قوا می کنه   ...
1 مهر 1390